تبليغاتX
SHIMI____

SHIMI____
 
انجمن شیمیدانان و شیمی دوستان

بعضی وقت ها دلت می خواهد,کاغذی بر داری,بنويسی فعلا تعطيل است,و بزرگ بچسبانی پشت شيشه ی افکارت

سلام.

با توجه به نزدیک شدن ایام امتحانات

از امروز

شنبه تا پایان امتحانات وبلاگ مطلبی آپدیت نخواهد کرد

البته اگه حرفی سوالی مسئه ای نکته ای و یا هر چیز دیگه ای داشتین که خواستین به گوش دوستاتون برسونید

اینجا نظر بذارید

(اول خواستم نظراتشو فری بذارم هر چی بنویسی بیاد اما گفتم بالاخره تو کلاس آدم ناشناس زیاد هست

.در ضمن لطف کنید با اسم خودتون نظر بذارید اسامی مستعار تک و توک نمایش داده خواهد شد)

راستی یکی رفته وبلاگهای بچها که حذفشون کردنو دویاره ثبت کرده و احتمالا شروع کنه به فعالیت و احتمالا بی نام کار کنه.

همین اول خودم اعلام کردم تا بدونید اولا من نیستم ثانیا هر کی هست امیدوارم بی خیال شه و دوباره سر و صدا درنیاره




و در ادامه
نوشته شد در شنبه 1391/02/23نويسندشم oXygEn
یک دانشجو عاشق  دختر همکلاسیش بود
بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد
.
.
.
اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد.
 بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه

روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت
"اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن.
.
.
ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.
.
.
چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!
.
.
نتیجه اخلاقی این ماجرا. .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.!!




و در ادامه
نوشته شد در جمعه 1391/02/22نويسندشم oXygEn
نوشته شد در چهارشنبه 1391/02/20نويسندشم oXygEn
بعله.................

سلام.بابت تاخیر چنذ روزه عذر خواهی.........................

دوست عزیز جناب اقای هراتی بابت زحماتتان در این مدت بسیار سپاسگذاریم

و از جناب عالی که در این راه متحمل زحماتی شدین و دیگر دوستان که برای قضیه وبلاگ کلاس همکاری کردند و یا حتی نکردند تشکر کردا هه

و از شما و اقای حدادی و دیگر دوستان همکلاسی درخواست میکنیم برای تداوم این کار و حداقل جواب دادن زحماته دوستان لطف کرده و با این وبلاگ همکاری کنند در اینجا توجه به این موضوع بوده بس ضروری که این مکان قرار بر این است که کلاسی شناخته شود

پس خواهشا همکاری کرده 

چون میدونید که که متاسفانه یکی از مشکلات کلاس ما نداشتن همکاری با همه

حالا تو مبحث وبلاگ باشه و یا تو مبحث نشریه و یا گاهنامه

در ضمن مجدد اعلام میشود اقای امرایی منتظر همکاری دوستان همکلاسی برای گاهنامه ی شیمی می باشند.تا اونجا که من خبر دارم این گاهنامه مربوط به کلاس بوده و ربطی به هیچ ارگانی ندارد

نبود...............نیروی کمکی نبودددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد.........




و در ادامه
نوشته شد در دوشنبه 1391/02/18نويسندشم oXygEn
داشته هایت را دست کم نگیر......... هیچ کس نمیداند.....حتی خودت


اینجاست که شاعر میگه در ناامیدی بسی امید است........

عکسش واقعا مفهومیه.همین طور مفهوم داره موج موج میریزه بیرون مگه نه؟؟؟؟اين عكس از تو يکی از وبلاگ ها پيداکردم و ربطی به مسائل خودمون نداره



و در ادامه
نوشته شد در چهارشنبه 1391/02/13نويسندشم oXygEn
خدمت همه ی دوستان عرض کنم اینجانب همون طور که از قبل هم حدس میزدم از فضای وبلاگ کلاسی کنار رفته و راه روبرای دیگران باز گذاشته و امید بر موقیتشان داریم.اما........در اینجا به چند نکته می پردازم که شاید برای دوستان مورد ابهام و جای بسی سوال باشند.در ابتدای کار مجدد به همه ی دوستان اعلام می دارم بنده یکی هستم از خودتان همکلاس خودتان و حتی به نوعی نزدیکترین دوستتان پس خواهشا هرکس هرچه گفت زود باور نکنین..........من خودم در جمعتان هستم و گهگاه چیزایی می شنوم که..........نه ناراحت نمیشم اما خودم دلم میسوزه که چرا بچه ها با این طرز تفکر جلومیرن و اینطوری و واقعا یکطرفه قضاوت میکنند.یکی گفته چرا محضا میان اینجا و چرا این وبلاگ ماله کلاس خودمون تنها نیست.چون بعضی وقتها که میومدم تو سایت دانشگاه و میدیدم دوستان تو سایت هستن اما موقعی كه به وبلاگ میومدم حتی یک نفرم بازدید کننده نداشت.این یعنی چی.بعدشمداز این گروه محض فقط یه اسم بود که اونم پاک شد.یکی گفته چرا بچه های دانشگاه های دیگه میان اینجا این ویژگی دنیای اینترنته اگه شما می خوایید یه جایی باشه که فقط و فقط خودمون باشیم عرض کنم خدمتتون که اینترنت جاش نیست و اصلا ویژگی یک وبلاگ کلاسی شناخته شدنشه.همین الان به چندتا از این وبلاگای دانشگاه های دیگه سر بزنید اونا سعی میکنن کاراشونو یه جوری جلو ببرن که همه از وجود همچین دانشجوهایی با خبر شن .ببنید تو چندتا از این وبلاگها اطلاعیه سمینار و همایش های دانشگاشون هست.حداقل اگه چارسال دیگه در مقطع ارشد رفتید شهره دیگه ببینید که جایی که توش درس میخوندین حداقل واسشون شناخته شدست.گل سر سبده این ماجراهای کلاس تصویر سازی طیف زیادی از دوستان از من هست که همین جا بهتون قول میدم اشتباهه.همون جا که آقای حدادی تو وبلاگ آقای هراتی منو با لحن خانوم صدا زدن.ببینید قبلا هم گفتم گه به یکی گفتم مثلا پارمیداجون به این معنی نیست که من دخترم و یا عکسش اگه گفتم سامان جون به این معنی نیست که من پسرم.همین حا اعلام میدارم بعضی وقتها چنان خطهایی دادم تو وبلاگ تا یه وقت خدایی نکرده بچه رو شخص خاصی متمرکز نشن که متاسفانه شدن بنابراین روی این موضوع تفکر نکنید چرا که پی نخواهید برد.اگه کسی تو کلاس احیانا حرفی زده و از من جانبداری کرده به این معنی نیست چون خودش بوده خودش دلش واسه خودش سوخته و یا یه جور دیگه بگید مثلا با من در ارتباطه.بهتون قول میدم من تو کلاس با کسی در ارتباط نیستم و هرکی هر چی گفته به میل خودش حرف زده و نظری رو گفته که نظر خودش بوده و شاید نظر برخی های دیگه که روشون نشد تو اون جلسه حرف بزنن.اين نکترو روهم اشاره کنم لطفا از این به بعد یه کم راجع به مطالب اطلاع داشته باشین وتا اگه چیزی میخواین بگین حداقل با اعتماد نسبی بگین.اخه دیروز یکی حرفی زد که اصلا تعجب کردم ایشون جز همکلاسیامونم يا نه.شده بود مثل حكایت کلاس فیزیک استاد اكباتانی اگه در بازه ی زمانی انتخاب واحد به اينجا سر میزدين میدیدین بچه ها تصمیم گرفته بودن کلاس فیزیك را با استاد بهاروند برداشه و استاد اکباتانی را قسمت بچه های محض کنند به همین خاطر بود کلاس استاد بهاروند با یه تصميم تقریبا گروهی سریعا پر شد و این كار دراینجا تا حدودی هماهنگ شده بود اما بچهایی که به اینجا نیومدن يا دیر اومدن کلاسشون قسمت استاد اکباتانی شد و بعدا گفتند چرامارو در جریان تغییر کلاس نذاشته بودین.دیگه من بايد چیکار میكردم نمیدونم..در رابطه با ماجرای وبلاگها و این حرفها از ابتدا این حدس زده میشد که اینطوری میشه همون طور که اوایل خیلی ها میگفتن صندلی داغ بذار اما مقاومت من در برابر اینکار روبه نام غرور و خود راي بودن مدير گذاشتن اما دیدیم که وقتی اقای حدادی گذاشتند کسی استقبال نکرد و اخرو عاقبتش شداون .خودم میدونم دارم تو این وبلاگ چیکار میکنم و حواسم به كارام و حرفام هست و میتونم حدس بزنم بازخورد کارام بین بچه ها چه خواهد بود.در پایان بر خود واجب دانسته از برگزار کنندگان جلسه ی دیروز تشکر کرده و همچنین یک تشکر دیگر نیز از صمیم قلب تقدیم به همه ی دوستانی کنم که روز گذشته در جلسه ی کلاس به بنده اعتماد کرده و دستان خود را در حمایت از این حقیر بر افراشته و باعث شدند شرمسار این محبتشان گردم.
و در ادامه
نوشته شد در سه شنبه 1391/02/12نويسندشم oXygEn


مهر شما ، گرافیت وجود مرا الماس کرد . من از با شما بودنم چیزی فراتر از استوکیومتری

زندگی و مولاریته شادیها آموختم . امیدوارم کلویید زندگی تان شفاف و معادلات زندگیتان

موازنه شده و محلول زندگیتان از عشق و محبت فراسیر شده باشد . با بیشترین درصد

خلوص دوستتان دارم و با بالاترین غلظت مولال ، روزتان مبارک !


و در ادامه
نوشته شد در سه شنبه 1391/02/12نويسندشم oXygEn
اینجا...................مهم نیست اینجا کجاست.مهم نیست من کی هستم...........و حتی مهم نیست بعضی ها چی میگن واسه شما ها هم مهم نباشه.از آقای حدادی واقعا به خاطر حذف کردن وبلاگشون ممنونیم و ایشون واقعا ما رو شرمنده کردن و این کارشون چه تاسیس وبلاگ و چه کنار کشیدنش به خاطر کلاس بوده و من خودم واقعا از ایشون بسیار بسیار سپاسگذارم و بابت همه ی زحمت هایی که تو این مدت کشیدن بهشون خسته نباشید عرض میکنم.امیدوارم این قدردانی منو واقعا از ته دل بدانند و مثل دیگران همه چیز را با دید بدبینی ننگرند.آلان یه بیتی یادم اومد بی ربط.......اگر در دیده ی مجنون نشینی.به غیر از خوبی لیلی نبینی.
و در ادامه
نوشته شد در سه شنبه 1391/02/12نويسندشم oXygEn
سلام.در ادامه مطلب مطلب چند تا از دانشگاه سابق قبل و بعد از تخریب گذاشتم.

برید ببینید

راستی جلسه فردا یادتون نره

فردا دوشنبه بعد از کلاس شیمی بچه های وبلاگ های کلاس(ریش سفید ها ) تصممیم گرفتن جلسه بذارن 

تا بلکه خدا خواست و به تفاهم رسیدیم

هر کی دوست داشت بیاد قراره یه صحبت کلی کنیم و هر نظری چیزی داشت بگه

امیدوارم بعد میتینگ همه اینجوریبیان بیرون نه اینطوری

که اون وقت ما میمونیم و (اولش ح داره آخرش ت)

شوخی کردم نرید تندی علیه من جبهه بگیرید

ادامه مطلب یادت نره




و در ادامه
نوشته شد در یکشنبه 1391/02/10نويسندشم oXygEn
سلام

بیانیه ی خیلی خیلی مهم

اینجانب از همین جا اعلام می دارم

به همان قبله ی مشترکی که میپرستیم

آن مزاحم پسفطرت کلاس اینجانب نبوده و به هرکس خود را جای اینجانب معرفی کرده ادمی بوده بس خیانت کار

و ام الفساد دانشگاه

همه توجه کنن

هنوز اونقدی خر نشدم بخوام از این مسخره بازیا در بیارم

در ضمن مثل اینکه یکی از همکلاسی ها تو جلسه هفته گذشته گفته منو میشناسه

که به همتون قول میدم اشتباه می کنن و ایشون منو اشتباه گرفتن.من به هیچ وجه با هیچکس در ارتباط نیستم چه برسه بخوام شماره کسی رو به کسی بدم.و این واقعا ظالمانست که شما بخوایید منو هر کس که دوست دارین در نظر بگیرین و مشکلات کلاسو جون کسی نیست بندازین گردنش بندازین گردنه منه بدبخته دستو پا بسته

اون مزاحم کلاس()حیا کن                 دانشگاهو رها کن


(در راستای این که بگم من جزئه مزاحم ها نیستم و باهاشون هیچ ارتباطی ندارم بگم من تاحالا تو این وبلاگ به هیچکس توهین نکردم و اگه نظری بوده که به کسی توهین می کرد و یا باعث ناراحتی کسی میشد(مثل اون نظر شاکی که باعث ناراحتی یکی دو نفر شد)تایید نمیکردم ایمیلا بچه ها رو تو وبلاگ نشون نمیدادم.حتی شماره تلفن آقای ریاضی رو که خودش واسه گرفتن شماره استاد خدایی گذاشت نشون ندادم.بابا من دیگه باید چیکار میکردم من واقعا نیتم خیر بود و هست)


و در ادامه
نوشته شد در شنبه 1391/02/09نويسندشم oXygEn

اين وبلاگ سعي مي کنه مصالبي درسي و آموزشي در رشته ي شيمي ارائه کنه و از طرف ديگه پلي باشه بين دوستان همکلاسي و چه بسا هم دانشگاهي.از اين که به ما سر زديد ممنونيم

|ويلاگ دانشجويان شيمي دانشگاه لرستان|  

خريد بک لينک